مشاور توسعه و شتابدهی تجارت ، برندینگ ، تبلیغات و بازاریابی

چگونگی ساخت برند ماندگار

امروزه جنگ کشورها و اقتصادها، مساله تولید و کالا نیست، بلکه جنگ برندهاست، جنگ سهم بازارهاست و جنگ تسخیر ذهن مشتریان می باشد. برای ساخت برند توجه به این نکته که برند متفاوت از تولید و کیفیت است، باعث گردیده تا بازی تجارت در دنیا تغییر کند. زیرا ازیک‌طرف، کیفیت یک مسئله کاملاً بدیهی برای مخاطبان است، به‌گونه‌ای که افراد هیچ‌گاه به دنبال کالای بی‌کیفیت نمی‌باشند و وجود یک کالای باکیفیت برای آن‌ها یک امر کاملاً بدیهی محسوب می‌شود. از طرف دیگر اگر امروز به صنایع مختلف در کشورهای اروپایی و غربی نگاه شود، آنگاه مشاهده می‌شود که بازی تولید، دیگر بازی مهمی برای این صنایع به‌حساب نمی‌آید. زیرا در شرق آسیا، کارخانه‌های بزرگی وجود دارند که به این نتیجه رسیده‌اند که باید به‌جای فروش کالا، برند خود را بفروشند.

به طور مثال زمانی که افراد قصد خرید کالایی همچون یخچال را دارند، اگر تمام یخچال های فروشگاه را به لحاظ کاربری محصول و کیفیت آن مورد بررسی قرار دهند، مشاهده خواهند کرد که یخچال ها به لحاظ کیفی، دارای یک تمایز نهایتا ۱۰ درصدی با یگدیگر می باشند، اما در واقع می توان گفت که افراد کالا یا برندی را خریداری می کنند که دارای جایگاه بهتری در ذهن آنها باشد.

نکته قابل‌توجه این است که در کشورهای خارجی ۷۵% کسب‌وکارها، کسب‌وکارهای خدماتی، ۲۳% کسب‌وکارهای صنعتی و ۳% به‌طور میانگین کسب‌وکارهای کشاورزی می‌باشند. علت این نکته را می‌توان این‌گونه بیان کرد که در دنیای امروز، افراد دیگر دغدغه تولید را ندارند زیرا آنها در دنیایی زندگی می‌کنند که همه‌چیز به‌طور سریع و به مقدار قابل‌توجهی در اختیارشان قرار می‌گیرد و درنتیجه افزایش تعداد انتخاب‌های افراد در بازار، منجر به کاهش عمر یک نام تجاری خواهد شد، این‌ چالش اصلی در دنیای تجارت محسوب می‌شود و به‌منظور از بین رفتن این چالش لازم است که افراد دغدغه تولید را رها کرده و به‌جای تفکر بر روی اینکه تولیدکننده‌های خوبی باشند؛ که این‌طور نیز باید باشد؛ به این مسئله فکر کنند که برند سازهای خوبی باشند. اما متأسفانه مدیران با تمرکز بر روی تولیدی، که در هر حال باید یک تولید خوب و باکیفیت بدیهی باشد، از تفکر بر روی ساخت برند و برند سازی غافل می‌شوند


ساخت برند

یکی از چالش‌های اصلی در ساخت برند، ماندگار نبودن آنها می‌باشد، کارآفرینان تصور می‌کنند که می‌توانند از طریق ساخت برند به‌واسطه تبلیغات، ارزش برند خود را بالا ببرند، درحالی‌که تبلیغات از برند حمایت می‌کند، اما نمی‌تواند آن را بسازد. تبلیغات با ایجاد یک موج، منجر به افزایش درصد آگاهی برند (Brand Awareness) در بین افراد جامعه خواهد شد اما اثر ماندگاری در ساخت برند نمی‌گذارد. اصل داستان این است که افراد درعین‌حال که باید دارای تولید خوبی باشند، لازم است که از آن گذر کرده و به بررسی جایگاه اصلی خود در دنیای رقابت بپردازند. در دنیای امروز رقابت دیگر در بازارها، R&D و تولید نیست، بلکه در ذهن مشتریان است. بنابراین لازم است که تولیدکنندگان این واقعیت را درک کرده و به‌جای کار بر روی ارزش‌های کاربری محصولات خود، فعالیت‌های خود را بر روی ارزش‌های ذهنی این محصولات متمرکز نمایند. به این معنی که به تقویت محصولات خود به لحاظ ذهنی و مدل بصری آنها پرداخته و درنهایت بتوانند ارزش‌های قابل‌توجهی برای این محصولات به وجود آورند. زیرا در دنیای امروز، تولیدکنندگان ایرانی در حال رقابت با بزرگ‌ترین محصولات و برندهای دنیا، در داخل خاک خود می‌باشند؛ بدون آنکه خود بدانند.


به‌طور مثال یکی از برندهای مطرح شرق آسیا که در حوزه لوازم‌خانگی فعالیت می‌کند، از ۱۵ سال گذشته به رصد جمعیتی کشور ایران پرداخت و متوجه شد که سن ازدواج در ایران در دهه ۸۰ دارای یک چگالی پرحجمی خواهد داشت، درنتیجه از آن زمان این شرکت‌ها خود را برای ورود به بازار ایران، برند سازی و پاسخ به نیازهای این بازار آماده کرده بودند و درنهایت به‌موقع هم توانستند وارد بازار شده و سهم زیادی از بازار ایران در حوزه لوازم‌خانگی را به خود اختصاص دهد.

آری! دیگر جنگ کشورها، اقتصادها و تولید و کالا نیست، بلکه جنگ برندها و سهم بازارها و جنگ سهم ذهنی مخاطبان است.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.