مشاور توسعه و شتابدهی تجارت ، برندینگ ، تبلیغات و بازاریابی

قسمت ششم رکاب: کمال‌طلبی

کمال‌گرایی در بسیاری موارد ما را از برنامه‌ها و اهداف زندگی‌مان عقب نگه می‌دارد و بجای رشد، عامل توقف ما می‌گردد

اغلب آدم‌ها کوچک و بزرگ، تحصیل‌کرده و تحصیل‌نکرده، یک مشکل اساسی دارند. این مشکل علت‌های زیادی دارد که بیشتر به نحوه بزرگ شدن ما برمی‌گردد و موجب می‌شود تا پول‌ها، وقت‌ها و هزینه‌ها در جاهای غیر اصلی خرج شوند و تا وقتی این مشکل از زندگی ما بیرون نرود، هزینه‌های زیادی باید بپردازیم. عمده هزینه آن اهمال‌کاری یا به عقب انداختن کارهاست. به نظر من هیچ‌وقت یک کار کامل در ابتدای یک پروسه اتفاقی نمی‌افتد.

 این مشکل، علت‌های زیادی دارد که نحوه بزرگ شدن ما نقش مهمی در آن ایفا می‌کند. جمله‌ی “بزرگ می شی یادت می‌ره. ” یک توهم و افسانه است. ما بزرگ شدیم و هنوز مسائلی را در ذهن داریم و از یادمان نرفته است. بر اساس اتفاقاتی که در دوران کودکی یا در مدرسه برای ما رخ داد، قضاوت‌ها و پیش‌فرض‌های ما نسبت به اتفاقاتی که امروزه در زندگی ما رخ می‌دهد، به وجود می‌آید. کمال‌گرایی نوعی بیماری است و تا بیماری بودن آن را نپذیریم، نمی‌توانیم آن را درمان کنیم و تا وقتی‌که کمال‌گرایی از زندگی ما بیرون نرود، هزینه‌های زیادی خواهیم داشت.

این ویروس زمانی وارد ذهن ما می‌شود که در دوران کودکی یا نوجوانی چه در محیط مدرسه و چه در محل زندگی و خانواده خود مورد مقایسه‌ی زیاد قرار می‌گیریم. در دوره‌ی کودکی همیشه یک بچه‌ی خوب در فامیل بوده که ما با او مقایسه می‌شدیم. هیچ‌وقت پدر و مادرهای ما برای پیدا کردن راه‌حل وقت نگذاشتند و فکر می‌کردند این مقایسه، در ما ایجاد انگیزه می‌کند. یکی از خطرات کمال‌گرایی این است که اگر در زندگی و شرایط فکری ما زیاد تکرار شود، حس بی­خیالی و یا یک حس غیر مهم بودن نسبت به اهدافمان پیدا می‌کنیم. هدفی تعیین می‌کنیم و می‌دانیم که می‌توانیم به آن برسیم. چون اگر مغز به چیزی فکر کند و درواقع ذهنیت داشته باشد، به این معناست که قابل عینیت هم هست. مثلاً این گلدان یا فضای این اتاق قبل از این‌که وجود فیزیکی داشته باشد، در ذهن شخص دیگری شکل‌گرفته بود. چیزی که در ذهن ما به وجود می­آید، قابلیت به عینیت رسیدن را دارد. کمال‌گرایی به‌مرور موجب بی‌خیال شدن ما نسبت به اهداف و ایده‌هایمان می‌شود. به اینکه همیشه یک چیز بهتری در زندگی وجود دارد، عادت می‌کنیم و با خود می‌گوییم پس الآن وقت عمل نیست وقت یاد گرفتن است. یکی از نشانه‌های کمال‌گرایی وقتی است که میل شما به کسب دانش و یادگیری زیاد شده باشد؛ یعنی کمال‌گرایی موجب می‌شود تا شما نسبت به اقدام و عمل، اهمال‌کاری کنید و برای ایجاد رضایت شخصی، کتاب بخوانید، در دوره‌های آموزشی جدید شرکت کنید و تحصیلات بالاتری کسب کنید.

این موضوع را در بسیاری از افراد که دوره‌های MBA و DBA را تدریس می‌کنند و اتفاقاً مدیران بسیار خوبی هستند و هدف‌ها و ایده‌های بسیار خوبی دارند، نیز دیده‌ام. آن‌ها محتوا و چیزهایی که یاد گرفته‌اند را هنوز اجرا نکرده‌اند و علتش را نداشتن اطلاعات و تجربه کافی برای اجرا در سازمان یا شرکت خود می‌دانند.

به نظر من هیچ‌وقت یک کار کامل در ابتدای یک پروسه اتفاق نمی‌افتد بلکه رشد و تکامل در طول مسیر رخ می‌دهد. اگر این موضوع را بپذیریم و شروع کنیم، رشد اتفاق می‌افتد. در بسیاری از موارد، ایده‌ها در طول مسیر عوض می‌شوند.  ایده‌ها در طول مسیر چرخش پیدا می‌کنند. اگر به اغلب تحقیقات، اختراعات و کشف‌های دنیا نگاه کنید درمی‌یابید که در مسیری قرارگرفته‌اند که انتظارش را نداشتند و از ابتدا قرار نبود این مسیر را طی کنند. این‌که خیلی از شرکت‌های موفق دنیا یا خیلی از کشورهای موفق دنیا به روح تحقیقات و فلسفه‌ی شکل‌گیری تحقیق اعتقاد دارند، به همین علت است. چون می‌دانند در حین آن تحقیق اتفاقات زیاد دیگری رخ خواهد داد. در دل آن تحقیق موارد دیگری به وجود می‌آید که خودشان نقطه‌ی شروع تکامل موارد دیگر خواهد بود.

کمال‌گرایی یک بیماری است

 برای دوری از کمال‌گرایی، شرط اول این است که بپذیریم کمال‌گرایی مانند یک ویروس در زندگی ما است که هزینه‌ها، پول‌ها، وقت‌ها و انرژی‌های ما را در جاهای غیر اصلی خرج می‌کند. به عنوان مثال، پولی دارید که می‌خواهید برای توسعه‌ی زندگی و بهبود روحیه‌ی خانوادگی هزینه کنید. کمال‌گرایی و ایده آل گرایی باعث می شود تا آن را در جای نادرست هزینه کنید. مثلاً به جای اینکه صرف سرمایه‌گذاری آموزشی و خانواده شود، صرف دکوراسیون می‌کنید. چرا؟ چون ایده آل گرایی این تفکر را ایجاد می‌کند که شخصیت خانوادگی و رشد خانوادگی شما، نگاه جامعه، دوستان و خانواده‌ی شما، با آن دکوراسیون شکل پیدا می‌کند. این یک عارضه‌ی خیلی سنگینی است. مسئله‌ای است که امروزه در بسیاری از سازمان‌ها، ادارات، تشکیل زندگی و ادامه‌ی زندگی‌ها به صورت تشریفات می‌بینیم.

 

راهکارهای رهایی از کمال‌گرایی

1. دست از مقایسه بین خودمان با دیگران برداریم.

 اولین گام این است که خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم. در هر سنی که باشید، همیشه نسبت به یک سری آدم‌ها جلوتر و نسبت به یکسری دیگر عقب‌تر هستید. این موضوع اهمیتی ندارد. این عادت مقایسه شدن با دیگران که از پدر و مادر به ما ارث رسیده و یا هر مدیری به کارمندانش را القا می‌کند، موجب ایجاد کمال‌گرایی می شود. مثلاً مدیری می‌گوید چرا کارمندان من با تمام امکاناتی که دارند، بازدهی شرکت رقیب با امکانات بسیار کمتر را ندارند؟ اما باید ببینید که آیا آن‌ها واقعاً بهتر هستند؟ شاید هزینه‌ها، وقت‌ها، مربیگری‌ها و عوامل دیگری صرف می شود که شما نمی‌بینید. اگر تمام تمرکزتان روی این باشد که چرا دیگران بهترند، دیگر وقتی برای خودتان باقی نمی‌ماند.

 لازمه‌ی عدم کمال‌گرایی این است که خودتان را با خودتان مقایسه کنید. آنگاه از یک انسان کمال‌گرا به یک انسان کمال طلب تبدیل می‌شوید. طلب یا کسب تکامل و رسیدن به رشد، فلسفه‌ی وجودی بشر است که هدف خلقت است. رسیدن به تکامل جزء اهداف خلقت خداوند است اما در مسیر کمال بودن با این مسئله که چون کامل نیستیم، کاری را انجام نمی‌دهیم فرق دارد و درواقع تفاوت کمال طلبی و کمال‌گرایی است.

2. هیچ‌گاه منتظر آمادگی صددرصدی نباشید.

 هیچ‌گاه منتظر آمادگی صد در صد این باشید چون هیچ‌گاه آماده‌ی صد درصد نخواهید شد. باید به چیزهایی که در حال حاضر آماده دارید فکر کنید. اگر می‌خواهید کتابی بنویسید و چاپ کنید، وقتی ۷۰ درصد آن آماده شد آن را برای چاپ بفرستید. اگر ساختمانی دارید که باید کامل شود و بعد به فروش برسانید، ۷۰ درصد ساختمان که آماده شد آمادگی فروش خود را اعلام کنید. نگران آن ۳۰ درصد باقیمانده نباشید. به نظر من اگر پروژه‌ای در دست دارید یا با تیمی کار می‌کنید، وقتی پیشرفت کار به ۶۰ تا ۷۰ درصد رسید شروع به ارائه آن کنید. حتی وقتی فکر می‌کنیم به مرز آمادگی کامل رسیده‌ایم، چه در کار و چه در زندگی، با اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی در مسیر برخورد می‌کنیم که همه‌ی پیش‌فرض‌های ما را به هم می‌ریزد. پس این آمادگی صددرصدی به چه دردی خورده است؟ به نظر من آمادگی صددرصدی یک توهم کاذب است که هیچ‌وقت به وقوع نمی‌پیوندد. اغلب آدم‌هایی که الآن انسان کاملی هستند و در حوزه‌ی کاری خود به صورت مطلق برتر هستند، کارهای همیشگی و ساده‌ی خود را هر روز بهبود دادند. این طور نبوده که مسیری را در نظر بگیرند و با خود بگویند چون شرایط قرار گرفتن در این مسیر را نداریم پس به سمت آن نمی‌رویم.

3. عمل‌گرا باشیم.

 ایده‌ی سوم این است که هر چیزی هر چقدر کوچک را که یاد گرفته‌اید، بلافاصله عمل کنید، بلافاصله اقدام کنید. در این اقدام و عمل است که اصلاح شکل می‌گیرد و به سمت کامل بودن حرکت می‌کنید. هیچ‌گاه به این فکر نکنید که به علت کم بودن دانش شما، هنگام عمل، آن کار خراب می شود و از بین می‌رود. هرچقدر نتیجه‌ی اطلاعاتی که در زندگی و کسب‌وکار یاد گرفته‌اید، در عمل زودتر خودش را به شما نشان بدهد، شانس بیشتری خواهید داشت. مواردی را درمی‌یابید که شاید در مدت کم نمی‌توانستید به آن پی ببرید. صرف دانستن و عمل نکردن به آن، نمی‌توان به شخصیت اجتماعی، رشد و نگاه رو به جلو اعتقاد داشت. نمی‌شود ژست دانش گرفت ولی عمل نکرد و  این موضوع یکی از آفت‌های کمال‌گرایی است. ژست دانش، ژست روشنفکری، ژست شیک در شبکه‌های اجتماعی که ریشه در ایده آل‌های ما دارد ولی به هیچ کدام عمل نمی‌کنیم. یک ضرب المثل می‌گویند اگر با دعاهایی که کردم، یک قدم برمی‌داشتم الآن کنار خدا بودم. اگر با هر چیزی که یاد می‌گیریم، اقدام و عمل انجام دهیم و اصلاح کنیم، حتماً آن کمال طلبی در مسیر زندگی ما شکل می‌گیرد.

 4. به تصمیمات خود شک کنیم

 چهارمین ایده برای مقابله با کمال‌گرایی این است که به خودتان شک کنید. به نظراتی مانند اینکه به خودت شک داری، دیوانه شده‌ای، وسواس داری و…  توجه نکنید. باید به تصمیماتی که نسبت به واقعیت‌ها اتخاذ می‌کنید، شک کنید. شاید آن ایده آلی که در ذهن دارید، توهم باشد. شاید ایده آلی که در زندگی دیگران می‌بینید، ایده آل زندگی شما نباشد. شاید وقتی ما خودمان را با ایده آل‌ها و معیارهای زندگی دیگران وفق می‌دهیم و در زندگی خود پیاده‌سازی می‌کنیم، به شادی و حس رضایت موردنظر نمی‌رسیم. برای مثال، دوستی داشتم که قصد ازدواج داشت و همیشه می‌خواست با دختری از یک خانواده‌ی مذهبی و در عین حال لوکس و لاکچری و به روز ازدواج کند و  ایده آل‌هایی داشت که شاید خیلی از خانواده‌های مذهبی نمی‌پذیرفتند. این یک نوع کمال‌گرایی و ایده آل گرایی در زمینه انتخاب شریک است اما بعد از ازدواج متأسفانه زندگی ایده آلی نداشت. چرا؟ چون  از هر جا یک ایده آلی گرفته بود و آن را در تصمیمات خود جای داده بود و به آن تصمیمات شک نکرده بود تا بتواند دوباره آن‌ها را بررسی کند.

 یک روز شخصی خدمت حضرت رسول رسید و گفت من به شما شک دارم. به معجزات و آیات الهی که می‌گویید شک دارم. یاران امام برآشفتند و خواستند عکس‌العمل نشان دهند. حضرت رسول مانع شدند و گفتند شک این شخص درست است و در این مرحله‌ی شک است که می‌تواند جستجو کند و به ایمان برسد. ایمانی که از این طریق به دست می‌آید، بسیار قوی‌تر از ایمانی است که از روی تعصب به دست می‌آید.

این تعصب داشتن را باید کنار بگذاریم. آیا ایده آل‌هایی که در ذهن داریم، ایده آل‌های خودمان است یا ایده آل‌های دیگران؟ زمانی که از ایده آل دیگران استفاده می‌کنیم، مثل این است که هزینه‌هایی کرده‌ایم، از نردبانی بالا رفتیم به دیوار اشتباهی تکیه داده شده بود.

امروز بعد از تماشای این ویدئو فقط سه دقیقه بنشینید و با خود فکر کنید که آیا شما انسان کمال‌گرایی هستید یا انسان کمال طلب؟ آیا خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید یا با معیارهای خودتان؟ مثل دونده‌ای که ممکن است بین ۱۰ رقیب دیگر خود نفر اول شده باشد و مدال طلا گرفته باشد اما رکوردش پایین‌تر از رکورد خودش باشد یا نفر آخر با اینکه آخرین دونده است، رکورد خود را بهبود بخشیده است. ببینید ایده آل‌هایی که در زندگی دارید و نقاطی که نقاط کمال زندگی شما است، مال خودتان است یا اطرافیانتان و به این فکر کنید، جایگاهی که در زندگی دارید به‌واسطه‌ی کمال‌گرایی و ایده آل گرایی همان جایی است که می‌خواستید؟ و اینکه چه چیزهایی را از دست داده‌اید و یا به دست آورده‌اید. به یاد داشته باشید کمال طلب باشیم نه کمال‌گرا!

۲ نظرات
  1. داوود اصفهانی می‌گوید

    عشق از اول چرا خونی بود
    تا گریزد آن که بیرونی بود

    موفقیت در رسالت اشتراک گزاری تجربه‌های مفید برای دوستان را برای جناب #حسین_طاهری آرزو دارم.

    شاد ، سلامت و پیروز باشید.

    1. حسین طاهری هستم می‌گوید

      ممنونم از لطف شما
      این وظیفه همه ماست که تجربیات خود را اشتراک گذاری کنیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.