نگارش متون تبلیغاتی
نگارش متون تبلیغاتی در برندینگ
خرداد ۲۹, ۱۳۹۵
روان شناسی در تبلیغات
روان شناسی تبلیغات
خرداد ۲۹, ۱۳۹۵

چگونگی ارزیابی ایده خلاق در برند سازی

ایده پردازی در برند سازی

یک ایده ، سرانجام به دیده و سپس به پدیده تبدیل می شود، مردم در مورد پدیده ها با یکدیگر صحبت می کنند نه ایده ها و دیده ها . اینکه از هر ده کالای جدید هشت کالا در مرحله ورود و نفوذ به بازار شکست می خورند ، دلیلی بر این ادعاست. حسین طاهری با موضوع چگونگی ارزیابی ایده خلاق در برند سازی در برنامه زنگ اقتصاد رادیو اقصاد این موضوع را تشریح می کند، در ادامه بشنوید:

ایده های خلاق در برندسازی چگونه و توسط چه کسانی ارزیابی می شوند؟

در ابتدا باید توجه کرد که، این افراد و مخاطبان برند هستند که بهترین قضاوت کنندگان برای انتخاب یک برند و یک روش خلاق به منظور عرضه کالا یا خدمات می باشند.

این نکته بسیار حایز اهمیت است که ایده در نهایت تبدیل به یک دیده می شود و دیده آن چیزی است که در نهایت ایده افراد را عینی کرده و منجر به ایجاد یک تصویر ذهنی برای مخاطبان می شود. اما این دیده به ندرت تبدیل به پدیده خواهد شد. در حالیکه افراد در بحث برند و برندسازی، در مورد پدیده ها صحبت می کنند و سروکاری با ایده ها و دیده ها ندارند. به همین دلیل، زمانی که مخاطبان قصد دارند برای یک محصول، نام سه برند خوب را به یاد آورند، آنگاه در مورد برندهایی که بیشتر از هر محصول یا کالای دیگر، از نظر ذهنی با آنها درگیر بوده و اعتماد آنها را به خود جلب کرده است، صحبت می کنند و در این صورت شرایط مناسب به منظور قضاوت در مورد محصولات مختلف فراهم خواهد شد.

در دنیای شلوغ امروز، از هر 10 کالا و برند جدید، 8 کالا بعد از دو سال با شکست روبرو می شوند. اما علت شکست 80% این کالاها یا برندها بعد از دو سال چیست؟ در واقع می توان گفت که همه تولیدکنندگان این کالاها یا برندها، دارای ایده و اتاق فکر می باشند و تمام فعالیت های آنها براساس تحقیقات و توسعه است،

اما باید توجه کرد که صرفا داشتن یک ایده و تبدیل آن به یک مفهوم (Concept) اصلی در حوزه برندسازی، کافی نمی باشد. بلکه شکل اجرا و پیاده سازی ایده و ارتباط با تصویر ذهنی مخاطبان، می تواند نقش بسیار تعیین کننده ای را در این حوزه داشته باشد.

در واقع این افراد و مخاطبان هستند که برند را می برند.

امروزه، افراد در دنیای شلوغی به لحاظ حجم اطلاعات و ارتباطات به سر می برند و طبق آمار، میزان یادآوری تبلیغاتی که برای اصطلاحا درصد آگاهی برند (Brand Awareness) در آمریکا وجود دارد، در سال 1965، 34% و در سال 2007 به 2/2 % رسیده است.

علت این مساله را می توان اینگونه بیان کرد که از یک طرف، در دنیای امروز دیگر رسانه ها نقش تعیین کننده ای در حوزه برندسازی ندارند. زیرا این رسانه ها نیستند که به سمت افراد می آیند بلکه این افراد هستند که به سمت هر رسانه ای که خود به آن اعتقاد و علاقه دارند، حرکت می کنند و از طرف دیگر بین ویژگی ها، مزیت ها و منافع کالاها و خدمات تفاوت چندانی وجود ندارد. بلکه برای انتخاب یک کالا یا خدمات توسط مخاطبان، نقش اعتماد به برند بسیار حایز اهمیت تر می باشد.

با توجه با اینکه مردم همیشه دوست دارند در مورد تجربه های خوب خود با دیگران صحبت کنند، بنابراین بدیهی است که اگر مخاطبان و مشتریان، از خرید یا مصرف یک کالا و یا یک برند تجربه خوبی را کسب کنند، ترجیح می دهند که این تجربه را به سرعت با افراد به اشتراگ گذاشته و به این شکل از آن محصول یا برند قدردانی کنند.

باید توجه کرد که در دنیای امروز، نقش نظر سنجی ها همچون گذشته نمی باشد. طبق تحقیقات انجام شده در دانشگاه هاروارد و مورد تحلیل قرار دادن حدود 7 هزار عملکرد مغز، نتیجه گرفته شد که زمانی که نظر افراد و مخاطبان در مورد موضوعی (کمپانی یا برند خاصی) پرسیده می شود، قسمتی از مغز به این سوال پاسخ می دهد؛ که کاملا متفاوت با احساس واقعی افراد است. در واقع زمانی که از افراد در قالب نظرسنجی پرسش هایی پرسیده می شود، افراد سعی می کنند جواب های رسمی تر و خاص تری بدهند. در صورتی که اگر در عمق رفتاری آنها نفوذ شود، مشاهده می شود که ضمیر ناخودآگاه این افراد چیز دیگری را می گوید.

برای مثال زمانی که یک کمپانی مطرح دنیا در حوزه قهوه، از مشتریان خود پیرامون اینکه چه نوع قهوه ای را بیشتر دوست می دارند، نظرسنجی به عمل آورد، مشاهده کرد که 90% مشتریان این کمپانی متقاضی قهوه تلخ می باشند. اما پس از بررسی متوجه شد که این افراد قهوه خود را با شکر میل می کنند. علت این مساله را اینگونه بیان کرد که چون قهوه تلخ نماد افراد روشن فکر و فرهیخته است، بنابراین این افراد در پاسخ به این سوال سعی کرده اند که خود را بالاتر از آن سطحی که در آن قرار دارند و همچنین متشخص تر معرفی کنند.

باید توجه کرد که صرفا داشتن یک ایده و تبدیل آن به یک مفهوم (Concept) اصلی در حوزه برندسازی، کافی نمی باشد. بلکه شکل اجرا و پیاده سازی ایده و ارتباط با تصویر ذهنی مخاطبان، می تواند نقش بسیار تعیین کننده ای را در این حوزه داشته باشد و در واقع این افراد و مخاطبان هستند که برند را می برند.

همانطور که افراد و مخاطبان برند، بهترین قاضی ها برای انتخاب یک برند برتر در بازار هستند، علاوه بر این، آنها می توانند در بازی ها و جریان سازی های بسیار خوبی که برندهای بزرگ امروز در حوزه برندینگ خود صورت می دهند، نقش بسیار مهمی را ایفا کنند.

به این معنی که این افراد و مخاطبان با استفاده از تبلیغ دهان به دهان یا بازاریابی دهان به دهان، که موثرترین نوع ارتباطات و انتقال پیام ها و بیان ها است، جریان سازی هایی که توسط شرکت ها انجام شده است را از طریق شبکه یا نت ورک خود به دیگران انتقال می دهند.

 

حسین طاهری
حسین طاهری
من همیشه در حال یادگیری ام و و همه آنچه را که تاکنون آموخته و تجربه کرده ام را با شما به اشتراک خواهم گذاشت . این رسالت شخصی ام است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *