تاثیر رنگ در طراحی هویت بصری برند،احساس و تجربه مشتری

یکی از پایه ای ترین ابزار در طراحی هویت بصری برند ، انتخاب صحیح رنگ بر اساس شناخت جامعه مخاطبان و بازار هدف یک سازمان می باشد . رنگ ها هم همچون برند ها یک جامعه می سازند.


رنگ چه تاثیری در تجربه و احساس خوب مشتری و جذب او به یک کالا دارد؟ آیا رنگ در فروش بیشتر و جذب بیشتر مشتری می تواند موثر باشد؟؟ به طور کلی می توان گفت که هر چیزی در ذهن افراد مساوی با یک رنگ است. زیرا رنگ اولین حس و ارتباطی است که افراد به لحاظ بصری برقرار می کنند. افراد در زمان کودکی خود ابتدا به یادگیری رنگ ها، سپس شکل ها و اسم ها می پردازند. حتی در خرید وسایل و لباس های جدید، ابتدا رنگ آنها با افراد ارتباط برقرار می کند. هر چیزی در ذهن افراد دارای رنگ می باشد و این رنگ ها هستند که جوامع را می سازند. برای مثال در دو تیم فوتبال، هواداران هر تیم با یک رنگ مشخص، هواداری خود را از تیم مورد علاقه خود اعلام می کنند. یا به طور مثال میوه هویج در زمان های قدیم ابتدا به رنگ های مختلف قرمز، سیاه، سفید، سبز و بنفش وجود داشته است. سپس هلندی ها به منظور اینکه یاد یکی از پادشاهان خود به نام ویلیام ارنج (Viliam Orange) را به خاطر کسب استقلال هلندی ها از اسپانیا زنده نگه دارند، از آفریقا دانه هایی به رنگ نارنجی آورده و هویج نارنجی پرورش دادند و ناخودآگاه از این طریق، یکی از فعالیت های تاریخی در زمینه رنگ و برندسازی و جامع شدن شکل گرفت، به گونه ای که اگر در تلویزیون در یک بازی فوتبال مشاهده شود که نیمی از هواداران، لباس به رنگ نارنجی پوشیده اند، ناخودآگاه ذهن افراد به سمت هواداران تیم فوتبال هلند کشانده می شود.

5ca0249ab9838c91c36b7f9c1d2116ee

زمانی که برند ها شکل می گیرند، به همراه خود یک جامعه را می سازند و رنگ ها هم دقیقا همانند برندها منجر به ایجاد یک جامعه می شوند. در  واقع می توان گفت که رنگ و برند با یگدیگر ایجاد حس مالکیت می کنند، به گونه ای که افراد به رنگ پرچم خود، به تیم مورد علاقه خود و نسبت به برند مورد نظر خود دارای حس مالکیت می باشند. زیرا رنگ آشکارترین و بصری ترین ابزار ابتدایی ارتباط است و زمانی که یک ارتباط شکل می گیرد، این امر منجر به شکل گیری احساس خواهد شد و باید توجه کرد که این ارتباطات و احساسات هستند که قابلیت حس مالکیت بودن را به رنگ ها و برندها می دهند.

نکته قابل توجه این است که در مسایل اجتماعی نیز از رنگ به عنوان یک عنصر تمایز و تفکیک پذیری استفاده می شود و اساس تمایز بصری که در حوزه برند، بازاریابی و فروش وجود دارد، بر پایه رنگ شکل می گیرد.

نکته مهم: رنگ ها در هویت و شخصیت برندها اثر دارند و به مرور در شخصیت و هویت هواداران آن برند نیز رخنه کرده و نمود پیدا می کنند. بنابراین خیلی وقت ها که علایق و سلایق مخاطبان شرکت ها تغییر می کند، آنها مجبور هستند که در حوزه بازسازی مجدد برند (Rebranding)، المان های تصویری، رنگ و هر آنچه که نماد بصری آنها است، تجدید نظر اساسی نمایند. زیرا همیشه این سوال اساسی برای شرکت ها وجود دارد که آیا رنگ با آن محصول یا کالایی که به فروش می رسد، تناسب دارد؟؟ در واقع می توان گفت که بالای ۹۰% قضاوت های سریع و بدون پشتوانه های منطقی که افراد در حوزه خرید دارند، بر اساس تاثیر اولیه ای است که از رنگ آن کالا یا محصول دریافت می کنند. بنابراین گاهی اوقات، بازنگری در حوزه رنگ می تواند بسیار حایز اهمیت باشد، زیرا بر روی عادت های خرید افراد تاثیر خواهد گذاشت و لازم به ذکر است که باید این بازنگری را در پروسه زمانی عمر بصری شرکت ها در نظر گرفت. البته بالعکس این نکته نیز می تواند وجود داشته باشد، به گونه ای که برندهایی وجود دارند که سال های متمادی با یک رنگ ثابت دارای یک جایگاه ذهنی مشخص در ذهن مخاطبان خود می باشند و این برندها نیازی به بازنگری نخواهند داشت.

ارسال یک پاسخ

به پاس حفظ حریم شخصی شما آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.