بازاریابی اینترنتی
بازاریابی اینترنتی
خرداد ۲۹, ۱۳۹۵
برند سازی
نقش رسانه ها در برند سازی
خرداد ۲۹, ۱۳۹۵

استراتژی های فروش و برند

استراتژی های فروش و برند

همه استراتژی های برندینگ می بایست در فروش نتیجه دهد و اعتماد پل ارتباط فیمابین استراتژی های فروش و برند در سازمان است . کانال های ارتباطی فروش ، رسالت ها و ارزش های پیشنهادی برند را انتقال می دهد . فایل صوتی مصاحبه رادیویی حسین طاهری با موضوع استراتژی های فروش در تدوین پیام برند که در برنامه نود و هشتی ها در رادیو اقتصاد را در ادامه خواهید شنید:

 

از استراتژی های فروش به منظور تدوین پیام برند و انتخاب راهبرد فروش مناسب در روایت پیام استفاده می شود.

باید توجه کرد که رابطه بین فروش و برند یک رابطه یکطرفه نمی باشد، بلکه این رابطه به صورت یک رابطه دو طرفه است. زیرا در دنیای امروز، فروش صرفا بر پایه نیاز مشتری نیست بلکه آن بر پایه اعتماد افراد شکل می گیرد. به این معنی که مشتریان دارای نیازهای بسیاری می باشند که بسیاری از شرکت ها می توانند این نیازها را برآورده سازند، اما نکته حایز اهمیت این است که نقش ایجاد اعتماد، که خمیرمایه و بنیان اصلی برند و برند سازی است، در فروش، بسیار پر رنگ تر از توانایی برآورده ساختن نیاز مشتری می باشد.

همانطور که گفته شد، رابطه بین فروش و برند به صورت یک رابطه دو طرفه مطرح می شود که علت جود این رابطه را می توان به صورت زیر بیان کرد.

1- به طور طبیعی باید تمام فعالیت های برند به فروش ختم شود. به این معنی که اگر استراتژی ها و راهبردهایی در برندسازی نوشته و اجرا شود، اما به فروش منجر نشود، آنگاه می توان نتیجه گرفت که استراتژی و راهبرد نوشته شده، استراتژی موفق و پرکاربردی نخواهد بود.

در واقع می توان فلسفه وجود یک رابطه دو طرفه بین فروش و برند را اینگونه بیان کرد که هرچه قدر افراد یا شرکت ها شناخته شده تر باشند، آنگاه در فروش آنها، مقاومت کمتر، تصمیم گیری راحت تر برای خرید و رقابت کمتر مشاهده می شود و می توان گفت که این همان رابطه دو طرفه ابتدایی بین فروش و برند است.

2- همانطور که یک برند از فروش و فروشندگان، مانند سربازان خط مقدم یک کارخانه تولیدکننده یک محصول حمایت می کند، طبیعتا هیچ چیزی هم به اندازه یک استراتژی فروش درست نمی تواند از برند حمایت کرده و منجر به نفوذ آن در ذهن و قلب مشتریان شود.

مثالی که در این حوزه می توان بیان کرد این است که برند دقیقا همان مربی تیم فوتبال است و بخش فروش و استراتژی های آن دقیقا مانند بازیکن های خط حمله می باشند.

زمانی که افراد رسالت برند خود را در بوم مدل کسب و کار خود نیز طراحی می کنند و در نتیجه ارزش ها ایجاد می شوند، لازم است که افراد از طریق کانالهای ارتباطی فروش، به انتقال ارزش ها و ترجیح هایی که یک برند برای محصول و مخاطبان خود بوجود می آورد، بپردازند.

با توجه به اینکه اصل داستان، داستان خریدی است که مشتریان یک شرکت و یا یک سازمان، برای آن ایجاد می کنند، بنابراین لازم است که افراد به منظور کمک به مشتریان خود برای تصمیم گیری بهتر در خرید، با انواع راهبردهای فروش کالا و کاربردهای آن در برندسازی و همچنین میزان اهمیت انتخاب این راهبردها و کاربردهای آن آشنا شوند.

1- اولین راهبرد یا استراتژی که می تواند در فروش کالا یا خدمات وجود داشته باشد و منجر به حمایت از آن شود، استفاده از فروش و تاکتیک های فروشندگان، به منظور کمک به مخاطبان برای تصمیم گیری بهتر در خرید می باشد. در واقع می توان گفت که در دنیای امروز افراد تمایل ندارند که کالا، محصول یا خدمات به آنها فروخته شود، بلکه این افراد تمایل دارند که آن کالا، محصول یا خدمات توسط آنها انتخاب و خریداری شده و در نهایت تصمیم نهایی در مورد خرید آن کالا، محصول یا خدمات، توسط آنها صورت گیرد.

2- دومین راهبرد و استراتژی در فروش این است که، پس از اینکه پدیده فروش رخ می دهد، لازم است که افراد بازخورد مخاطبان خود را در مورد این پدیده مورد بررسی قرار داده و سپس به منظور بالا بردن درصد افزایش آگهی یا آگاهی برند (Brand Awareness) خود، این بازخورد را مجدد به بخش بازاریابی و برندسازی شرکت یا سازمان خود انتقال دهند.

3- سومین استراتژی و راهبرد در فروش، توجه به این نکته است که باید استراتژی فروش منجر به ترویج استفاده مجدد از محصول شود. زیرا ترویج استفاده مجدد از محصول می تواند منجر به ساخت یک برند، ترویج آن و ایجاد وفاداری به آن برند شود، که در واقع وجود این وفاداری به برند باعث می شود که مشتریان طرفدار تبدیل به مشتریان هوادار شوند و تجربه های خرید خود را نیز به بقیه انتقال دهند و در نهایت شبکه مشتریان شرکت ها یا سازمان ها ساخته می شود.

در ایران، شرکت ها یا سازمان ها برنامه های بسیار خوبی در زمینه استراتژی فروش خود و راهبردهای آن طراحی می کنند اما متاسفانه به علت اینکه افراد درست را در جای درست قرار نمی دهند، در نتیجه نمی توانند در اجرای بسیاری از این برنامه ها به صورت عملیاتی موفق شوند.

بنابراین می توان گفت که تنها هدف یک نیروی فروش و یک برنامه هدفمند فروش، ایجاد وفاداری برای یک برند است، که این وفاداری به واسطه ی تبدیل تجربه های برخورد با هرکدام از مشتریان خود به مدیریت تجربه مشتری ایجاد می شود.

در واقع اگر شرکت ها در طراحی استراتژی های فروش خود، به وجود مدیریت تجربه مشتری اهمیت ندهند، آنگاه نمی توانند تجربه ای را در اختیار تیم طراحی برند خود، به منظور ایجاد وفاداری به برند، قرار دهند و در نتیجه در این حوزه به موفقیت دست نخواهند یافت.

حسین طاهری
حسین طاهری
من همیشه در حال یادگیری ام و و همه آنچه را که تاکنون آموخته و تجربه کرده ام را با شما به اشتراک خواهم گذاشت . این رسالت شخصی ام است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *